Wednesday, August 18, 2010

دوم

اینجام.
دیشب ، توی یه غروب دل انگیز رسیدم. بعد از 30 ساعت.
خورشید داشت غروب می کرد ، پشت خونه های یه شکل اینجا. و من دلم تو را خواست که کنارم بودی و با هم اینو می دیدیم.
فکر می کنم که دیگه باید عادت کنم که با بغض چیزهای قشنگو تجربه کنم

No comments:

Post a Comment